مقاله اختلالات رفتاری و عاطفی نوجوانان و راهکارهای برخورد صحیح با آنها

مقدمه

همانگونه که توجه و رسیدگی به وضعیت سلامت جسمانی وفیزیکی فرزندان ،کاری مهم و حیاتی برای آینده و سلامتی آنها می باشد ،توجه و اهمیت به سلامت روان آنان نیز می تواند به نوعی تعیین کننده ی زندگی آرام و سالم فرزندانمان  باشد. یکی از گروه های سنی جامعه که نسبت به گروه های دیگر آسیب پذیر تر می باشد دوره ی سنی نوجوانی است. دوره ای بسیار حساس وپر تلاطم که درصورت بی توجهی وغفلت اطرافیان می تواند منجر به بروز اختلالات بسیاری گردد.

در سالهای گذشته پرداختن به مسائل روحی وروانی کمتر مورد توجه بوده است .خوشبختانه، امروزه مسائلی از این دست بیشتر مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار می گیرند.

بروز اختلالات رفتاری در نوجوانان می تواند دلایل عمده ای از قبیل:”  تربیت و برخورد ناصحیح والدین واولیای مدرسه ، محیط اخلاقی نامناسب،ناکامی ها وکمبودهای مراحل مختلف رشد ،عدم امکان به ثمر رسیدن خلاقیت ها واستعدادهاو…باشد.

دستیابی به راه حل های مناسب و کارآمد برای  رفع مسائل واختلالات رفتاری نوجوانان می بایست  کاملا زیر نظر متخصصان این امر و با راهنمایی ها وپیشنهادات آنها صورت پذیرد.

مدارس و خانواده ها یکی از پر تاثیر ترین عوامل شکل گیری شخصیت نوجوانان در این دوره مهم زندگی می باشند . بنابراین

برای بررسی عوامل بروز اختلالات رفتاری و عاطفی نوجوانان ارزیابی این دو گزینه در زندگی نوجوان حائز اهمیت است.

روشن ترین تصویری که می توان از مدرسه امروز ارائه داد، تصور آن چون اجتماع است. یک مشکل چگونه به وجود می آید؟ آیا نباید علل ایجاد مشکل ودرمان آن ،به صورت چند عاملی تحلیل شود؟ آیا یک یا دو نفر مشاور در مدرسه می توانند از پس همه مشکلات دانش آموزان برآیند؟ مدارس ما چه امکانات ، ابزارها و تخصص هایی برای مواجهه با انواع مشکلات دانش آموزان دارند؟ اگر موضوع ” مشکلات رفتاری دانش آموزان” را از زاویه روان شناسی فرهنگی مورد بررسی وتحلیل قرار دهیم ، به ابعاد جدید و احتمالا راه حل های علمی ومنطقی تری خواهیم رسید.

نباید انکار کرد که در مدارس ما ، اعم از ابتدایی ، راهنمایی ودبیرستان البته با نام سال جدید ابتدایی ومتوسطه اول ودوم،تدبیر مشخص وواقع بینانه ای برای مواجهه با آنچه که مشکلات رفتاری دانش آموزان نامیده می شود، وجود ندارد. اما این مقدار برای رفع گستردگی مشکلات کافی ومفید نیست.

مدارس ما باید به این موضوع توجه کنند که در بحث مشکلات رفتاری دانش آموزان دو حیطه مشخص باید کاملا تفکیک شود:

اولا، زمانی نگاه ما به موضوع کلی بوده شامل دخالت ها در حد راهنمایی است . اینکه ممکن است مدیر ،معاون و یا معلم به دانش آموزی که مرتکب دروغگویی شده تذکری بدهند، نصیحتی بکنند، یک یا دو جلسه با او به گفتگو بپردازند ویا مدتی رفتار او را زیر نظر بگیرند. این نمونه از مواجهه با مشکلات کلی است.

دوم ، زمانی هم با موضوعی تخصصی و ویژه مواجهیم . دانش آموزی که اضطراب یا وسواس دارد، نمی تواند غرایز

جنسی اش را کنترل نماید، پرخاشگر است ، با خانواده ودیگران سر ناسازگاری دارد،به مواد مخدر آلوده شده است و…

واینها مسائلی هستند که هم شناخت عوامل وهم بهبود ودرمان آن نیاز به دانش تخصصی ومسوولیت حرفه ای دارد.

ساده اندیشی است اگر که در یک مدرسه ، مدیر، معاون ویا مربی تربیتی و یا معلم بخواهند بدون بهره مندی از دانش تخصصی ، امکانات وابزارها ،توانایی شناخت شرایط ، به حل مشکل یا مشکلات اقدام نمایند. اشتباه است اگر تصور کنیم “باید کاری کرد” و به خود اجازه دخالت در هر نوع مشکلی را بدهیم. رفتارهای ناشیانه ، متفرقه ، غیر منسجم وتک بعدی در مواجهه با مشکلات رفتاری نوجوانان حتی اگر به نتایجی محدود منجر شود، می تواند مخاطراتی هم به دنبال داشته باشد.

مدرسه در سیاست های فرهنگی خود باید مشخص کند برای موارد زیر چه برنامه ها وتدابیری اندیشیده است؛

۱-بهداشت وسلامت روان مدرسه (برای کلیه دانش آموزان وحتی معلمان)

۲-تقویت روحیه همکاری ومشارکت.(برای دانش آموزان ،معلمان ووالدین)

۳-آموزش مهارت های زندگی.(برای دانش آموزان )

۴-مشکلات رفتاری دانش آموزان وارائه راهکارهای مفید برای آنها

کورت لوین، روان شناس گشتالتی ،که نظریه میدانی ومفهوم فضای زندگی “Life space”را بیان کرده است معتقد می باشد براساس واقعیت های روانشناختی که بر رفتار تاثیر می گذارند،قسمت های رفتار مرتبا تغییر می کنند یعنی آنها پویا هستند.انسلن در یک میدان تاثیر دائما در حال تغییر زندگی می کند وتغییر در هر یک از آنها بر بقیه نیز تاثیر می گذارد.(علی اکبرسیف۱۳۷۹-روانشناسی پرورشی)

این میدان روانی،با میدان الکتریکی در علم فیزیک قابل مقایسه است. انسان موجودی پویاست وخصوصیاتش بر اثر حضور در میدان اجتماعی تغییر می کند.(شفیع آبادی عبداله ۱۳۷۳)

به طور کلی امروزه این اعتقاد وجود دارد که مدرسه جامعه ای کوچک است وارتباط اعضای آن با یکدیگر ، محیط اجتماعی معینی را به وجود می آورد.پژوهش هایی که در زمینه  جو مدرسه انجام شده اند،ارتباط آن با میزان یادگیری ،پیشرفت تحصیلی، رشد اخلاقی ورشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان را به اثبات رسانده است.(کدیورپروین۱۳۷۹)

اختلالات رفتاری وعاطفی نوجوانان حیطه ی وسیعی از علم روانشناسی را به خود اختصاص داده است .دقت در این امر که باید پیوسته در بحث تشخیص اختلالات رفتاری  اهمیت تشخیص صحیح را در نظر داشته باشیم وصرفا با وجود یک یا دو نشانه در نوجوان اختلالی را در او تشخیص دهیم ،امری خطر ناک وجبران ناپذیر است.والدین واولیای مدرسه پیوسته باید به این نکته توجه داشته باشند که قضاوت بی دلیل وبی رحمانه در مورد دانش آموزان می تواند عواقب برگشت ناپذیری را در سرنوشت آنها ایجاد کند . صرفا با یک  شیطنت ویا بی توجهی یا بی علاقگی به درس ومدرسه ویا اعمالی که همگی ممکن است مقتضای سن نوجوان بوده باشد به او برچسب “ناهنجار” و”مشکل دار” بزنیم ،به نظر می رسد که این کار تفاوتی با یک جنایت نداشته باشد؟! در خصوص مسئله برچسب زنی مطلبی از یک آزمایش را از مقاله ی “دکتر محمدرضا عبدی مشاور خانواده ” مطالعه کردم که آوردن آن خالی از لطف نیست.

آزمایش و پژوهش دیوید روزنهان پژوهشی پیرامون میزان اعتبارتشخیص اعتبار روانپزشکان و روانشناسان  در شناسایی

وتشخیص اختلالات روانی بود، که در سال ۱۹۷۲ در چند بیمارستان روانی ایالات متحده ی آمریکا انجام شد.

در این آزمایش هشت تن از همکاران روزنهان با تظاهر به اینکه از لحاظ روانی مشکل دارند هر کدام به یک بیمارستان روانی مراجعه کردند وخواستار پذیرش شدند. همه این افراد از نظر روانی سالم بودند و مشکل خاصی از نظر جسمانی و روانی نداشتند.آنها در جلسه ارزیابی اولیه که توسط تیم روانپزشکان و روانشناسان بیمارستان  به عمل آمد مدعی شدند که صداهای عجیب و مبهم و غریبی می شنوند ،جالب اینجا بود که در مصاحبه ای که برای ورود به بیمارستان روانی از آنها به عمل آمده بود به غیر از تظاهر به شنیدن صداهای مبهم ، سایر اطلاعاتی که از خودشان ارائه داده بودند، صحیح وصادقانه بود و جالب تر آنکه پس از مصاحبه همه ی هشت نفر پذیرفته می شوند!

برای همه ی این هشت نفر اختلال اسکیزوفرنی تشخیص داده شده بود(به صرف داشتن یک نشانه) حتی تمام اعمال ورفتار این گروه توسط کارکنان بیمارستان رفتارهایی غیر نرمال و غیر عادی ، تشخیص داده شده بود.

همکاران روزنهان در طول مدت حضور در بیمارستان از مشاهدات و وضعیت خود یادداشت برداری می کردند ، وعلیرغم اینکه کارکنان و تیم تخصصی بیمارستان متوجه این رفتار بودند ، اما آنرا نوعی رفتار مشکل دار و مرتبط با اختلال روانی می دانستند.حتی پس از مرخص شدن این افراد، عدم بیماری یا تظاهر آنان نیز تشخیص داده نشد!

بد نیست که در همین رابطه اشاره ای داشته باشیم به نظریه ی برچسب زنی “Labeling Theory” که توسط جامعه شناسان در دهه ۶۰ میلادی توسعه یافت. این نظریه معتقد است که انحراف از قانون ،ذاتی نیست وبه جای آن به کسانی که آنها را منحرف از هنجارهای معمول تلقی می کنند،متمرکز است . در واقع ، نظریه پردازان نظریه برچسب زنی معتقدند،انحراف یک پدیده ی اجتماعی است و براین باورند که کجروی های اجتماعی ناشی از عوامل روانشناختی یا زیست شناختی نیست ، بلکه این جامعه است که هویت انحرافی را در افراد پدید می آورد.

از این آزمایش وتحقیقات گسترده ی دیگر می توان نتیجه گرفت که ما مشاوران واولیای مدرسه ووالدین مراقب قضاوت ها وپیش داوری های نادرست خود باشیم وتشخیص نهایی را به عهده ی متخصصان این امر بسپاریم.

در اینجا به تعریف مختصری از اختلال رفتاری می پردازیم:

اختلالات رفتاری شامل رفتارهایی می باشد که در آن شخص، حقوق دیگران را زیر پا گذاشته وقوانین اجتماع را نقض می کند.این اختلال بیشتر در دوران کودکی ونوجوانی رخ می دهد و در پسران بیشتر از دختران دیده می شود.

اختلالات رفتاری به دو دسته تقسیم می شوند:

-یک دسته از آنها مربوط به دوران کودکی یعنی قبل از سن ۱۰سالگی می باشد.

-دسته ی دوم در دوره ی نوجوانی دیده می شود. یعنی پس از ۱۰سالگی دیده می شود.

انواع اختلالات رفتاری شامل:

-پرخاشگری

-تقلب یا دروغگویی

-زیر پا گذاشتن جدی قانون

و اختلالات رفتاری روانی مانند اختلال اضطراب، ترس اجتماعی وکمبود عزت نفس وخودکم بینی.

ویژگی هایی که در افراد دچار اختلال رفتاری دیده می شود بیشتر شبیه نافرمانی وسرکشی معمولی دوران کودکی است با این تفاوت که بسیار شدید تروجدی تر می باشند ویژگی هایی مانند تمایل به دروغگویی، غیبت از کلاس درس، فرار از مدرسه یا خانه، سوء مصرف موادو…

والدین نوجوانی که دچار اختلال در رفتار است،معمولا سعی می کنند با معرفی فرزندشان به مراکز مشاوره و مشورت با روان شناس ، مسئله فرزندشان را مطرح کنند.به طور معمول با مراجعه منظم به مشاور ودریافت راه حل های پیشنهادی مشکل نوجوان و خانواده به تدریج کم رنگ شده واز بین می رود. ولی تعدادی از آنها نیز با رفع نشدن اختلال به سنین بالاتر رسیده ودچار اختلالات شدیدتر مانند جامعه ستیزی یا بیماری های خطرناک روانی می شوند.

علل و عوامل ایجاد اختلالات رفتاری و عاطفی نوجوانان عبارتند از:

۱-محیط نا امن خانوادگی از نظر روانی شامل اختلافات زناشویی،اعتیاد والدین، تعارضا ت محیط خانواده و…

۲-روش های تربیتی ناصحیح والدین مانند فرزند سالاری یا سخت گیری های بیجا.

۳-وجود دوستان واطرافیان ناباب در پیرامون نوجوان.

۴-وجود سابقه ی بیماری های روانی در افراد نزدیک خانواده یا فامیل.

۵-آسیب های مغزی یا ژنتیکی.

اصلی ترین نشانه های اختلالات رفتاری نوجوانان، هم در پسران وهم دختران دیده می شود که شامل :پرخاشگری، رفتارهای پرخطر ، کم تحمل بودن در سختی ها ومشکلات ،فحاشی ، رفتارهای خصمانه نسبت به حیوانات ،مشکل در برقراری ارتباط اطفی وابراز همدردی و سوء مصرف مواد.

برای تشخیص اختلال رفتاری، مشاور با بررسی وضعیت زندگی نوجوان، شامل وضع تحصیلی، شناختی و اجتماعی او و نیز رفتار و واکنش های وی با والدین ، خواهر یا برادر ها ، همکلاسی ها ، معلمان و دیگر افراد در ارتباط با نوجوان ، داده های اولیه خود را

تحلیل و تجزیه می کند.استفاده از آزمون های استاندارد شد ه ی شخصیت نیز می تواند به مشاور کمک کند.

بیمار وخانواده او مورد مصاحبه قرار می گیرند. نوجوان رای اختلال ممکن است از همکاری با مشاور ودادن پاسخ های صحیح خودداری نماید، ولیکن مشاور باید با هوشیاری تمام دچار گمراهی وبرداشت غلط وپیشداوری نگردد.

برای اثبات اختلال رفتاری نوجوان باید حداقل سه مورد از ویژگیهای زیر در طی یک دوره ی شش تا دوازده ماهه در رفتار او دیده شده باشد.

-پرخاشگری نسبت به دیگران یا حیوانات ، تهدید وراه انداختن دعوا و زد وخورد،استفاده از سلاح مانند چوب ،سنگ یا تفنگ.

-تخریب اموال عمومی وویرانگری.

-تقلب یا دزدی.

-زیر پاگذاشتن قوانین، بیرون ماندن از منزل در شب برای سرپیچی از دستور والدین ، فرار از مدرسه یل خانه.

راهکارهای درمانی ورفع اختلالات رفتاری

قسمت اعظم اختلالات رفتاری که در سنین بلوغ و نوجوانی در فرزندان بروز می کند ، از حل نشدن بسیاری از تعارضات و مسائل کوچک رفتاری آنها باقی مانده است، که در سنین نوجوانی به شکل حادتری خود را نشان داده وبروز می کند.

در سالهای گذشته به لزوم حضور مشاور در تمامی پایه های تحصیلی توجهی نمی شدوفقط در مقطع دبیرستان از نیروهای مشاور به جهت ارائه ی مشاوره ی تحصیلی استفاده می شد. خوشبختانه در ساهای اخیر ما شاهد فعالیت مشاوران در سه مقطع ابتدایی ومتوسطه اول (راهنمایی) ومتوسطه دوم(دبیرستان) هستیم. که البته توجه کافی به این مطلب که باید از مشاوران متبحر وکارآزموده در این مقاطع بهره برد نیز خالی از لطف نیست.

برای درمان اختلالات رفتاری در نوجوانان باید از چند رویکرد توام با هم استفاده نمود.

-رفتاردرمانی یا شناختی – رفتاری برای از بین بردن افکار منفی نوجوان بسیا مفید می باشد.برای موفقیت روشها بهتر است همه ی افراد خانواده ی بیمار درگیر باشند.در خلال درمان باید به نوجوان آموزش برخی مهارت ها مانند مهارت ومدیریت کنترل خشم را ارائه نمود.

-برخی اوقات درمان دارویی نیز درکنار درمانهای رفتاری زیر نظر روانپزشک توصیه می شود.

-یکی از بهترین روشها برای از بین بردن ویا به عبارتی پیشگیری از اختلالات رفتاری آموزش صحیح مهارتها ی زندگی به نوجوانان می باشد .آموزش مهارت حل مساله ویا مهارت نه گفتن ومهارت ارتباط موثر بادیگران همه وهمه بهنوعی شخصیت نوجوان را کامل

تر وپخته تر می نماید.در واقع آموزش مهارتها به فرزندان در تمام مقاطع تحصیلی آنها امری واجب وضروری می باشد.چرا که آموزش به موقع مهارتها می تواند قسمت بزرگی از ضعف های فرزندان را برطرف نماید و آنها را برای مقابله و رویارویی با مسائل زندگی آماده نماید. علاوه بر این ارتباط دائم ومستمر والدین با اولیای مدرسه به خصوص مشاور ، به رفع معضلات کوچک وبزرگ اخلاقی ورفتاری نوجوانان کمک شایانی می کند.

-قراردادن کلاسها وکارگاه های آموزش مهارت ها ورفتارو تربیت صحیح برای والدین و مشاوران نیز امری ضروری می باشد.مطمئنا هر چه آگاهی وشناخت والدین از تغییرو تحولات سن نوجوانی وبلوغ ، بیشتر باشد ، در نتیجه ارتباط سالم وصحیح تری را به همراه خواهد داشت.

-آموزش وبه کارگیری آموزه های دینی و اخلاقی در دین مبین اسلام یکی از بهترین روشهای تربیتی مورد تصدیق روانشناسان دنیا می باشد.

-کنترل غیر مستقیم رفتارها و رفت وآمدهای غیر صحیح وغیر اخلاقی نوجوانان.

-ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت های مفید ونشاط آور مانند ورزش وهنر.

-آموزش نوجوانان توسط مربیان کارآمدو توسط صدا وسیما به جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی .

با اعلام این خبر در اردیبهشت ماه امسال امید های تازه ای در برگزاری برنامه های بهداشت وسلامت روان در مدارس آغاز گردید.طرح آزمون های مشاوره ای سلامت روان در مدارس چشم انداز جدیدی در بحث سلامت روان خواهد داشت.چه بسا با اجرای این طرح وطرح های مشابه در مدارسمان بتوانیم از بروز آسیب ها ومشکلات رفتاری وعاطفی در دانش آموزانمان جلوگیری کرده وبرای رفع آنها برنامه ریزی نماییم.

در پایان به چند روش صحیح برخورد با نوجوانان که این جانب آنرا به عنوان بروشور آموزشی در اختیار والدین قرار دادم اشاره می نمایم:

۱- شناخت صحیح نوجوانان به این معنی که والدین با شناخت ویژگی های نوجوان خودرفتارهای ناخوشایند آنان را غیر طبیعی نپنداریم.

۲- ایفای نقش راهنمایی به جای دستوری. برای حل مسائل نوجوانان بهتر است از خودشان کمک بگیریم .نظر خواهی واعتماد به نفس بخشیدن به نوجوان کمک بزرگی در حل مسائل او می کند.

۳- ایجاد یک رابطه ی دوستی وعاقلانه با نوجوان.

۴- اعتمادسازی.

۵- تاکید بر محبت وپرهیز از خشونت.

ابراز عشق وعلاقه به فرزندان کلید موفقیت ارتباط با آنهاست.

۶- الگوی رفتاری قدرتمند بودن برای نوجوانان.

والدین باید خود دارای شخصیتی قوی پایدار وبا ثبات باشند ، تا فرزندان به آنها اعتماد کرده والگو بپذیرند.

۷- پرهیز از مناقشات خانوادگی.

محیط خانه باید محل آرامش وامنی برای اعضائ خانواده باشد.اختلافات وجرو بحث های والدین نزد فرزندان، بهانه ی گریز نوجوان از خانه را فراهم می سازد.

۸- شنونده ی خوبی بودن.

۹- تکیه بر نقاط قوت نوجوان

۱۰- اجازه ی خطا به نوجوان دادن و ….

در صورتی که والدین بتوانند محیطی آرام را برای نوجوانان و فرزندان خود فراهم آورند، برای آنها وقت بگذارند، برای تنبیه آنان جمع را انتخاب ننمایند و انتظارات خود را برای آنها شرح داده و پیوسته نقاط قوت شخصیت نوجوان را یادآور شده ورفتارهای نامناسب آنها را بزرگ نکنند و…..هزاران نکته تربیتی مثبت دیگر،همه وهمه در جهت رشد شخصیت نوجوان اثرگذار بوده و اگر به درستی اجرا ورعایت شوند، آینده ی روشن نوجوان را به دنبال خواهد داشت ، وبلعکس در صورت نادیده گرفتن و اجرا نشدن حتی یک نکته ی بسیار کوچک ، می تواند شخصیت نوجوان را تخریب کرده واز او فردی بیمار و سرخورده بسازد.

به امید روزی که با بالا رفتن فرهنگ عمومی مردم ، شاهد والدین آگاه و فهیم بیشتری باشیم. ان شاء الله