اولین روزی که من نماز خواندم با مادر بزرگم به مسجد رفتم وضو گرفتم و در صف آقایان ایستادم.

آقای پیش نماز ، نماز را شروع کرد و من چون اولین بار بود که مسجد رفتم سعی می کردم که من هم مثل آنهایی که نماز می خوانند نماز بخوانم و خیلی از این روز لذت بردم.

به مادر بزرگم گفتم که هر موقع به مسجد رفتی من هم می آیم و نمازم را در مسجد می خوانم و از اینکه به نماز خواندن اشنا شده بودم بسیار خوشحال بودم .

بعد از نماز بعضی از بچه ها برای قرآن خواندن به مسجد آمده بودند و من هم پیش آنها رفتم و شروع به قرآن خواندن کردم .

از آن روز دیگر نمازم را می خوانم و دوست دارم برای حفظ قرآن شرکت کنم.

خداوند آدم هایی را که نماز می خوانند دوست دارد ما هرچقدر نماز بخوانیم و قرآن بخوانیم و به دستورهای قرآن عمل کنیم هیچ موقع در زندگی بد نمی بینیم.

زندگی سالم خوبی را میگذرانیم و همیشه خداوند با ما هست و ما ترسی از چیزی نداریم چون هر کاری بخواهیم انجام دهیم اول خدا را در نظر میگیریم و این یاد خدا بودن باعث می شود که ما سالم زندگی کنیم.

نماز خاندن باعث می شود که ما دروغ نگوییم و کسی را اذیت نکنیم و از کارهای زشت دوری کنیم و من از وقتی که نماز خواندم دوست دارم که بقیه دوستانم را به مسجد ببرم و همگی با هم نماز بخوانیم قرآن بخوانیم و من از خدای بزرگ میخواهم که ما را به راه راست هدایت کند تا ما هم بتوانیم به دستور های قرآن عمل کنیم و جوانان خوبی برای آینده ایرانمان باشیم من از تمامی آنهایی که نماز خواندن را به من یاد دادند مثل پدر و مادر و مادر بزرگ و آموزگار بینهایت ممنون و سپاسگذارم .

بازدید: 1