اصلاحات امیر کبیر

مقدمه

در مقاله ای که پیش روست کوشش شده است که اصلاحات فرهنگی امیرکبیر مورد ارزیابی قرارگیرد.مسئله ای که مرا به تحقیق بیشتر در این زمینه واداشت این بود که پر زاویه ترین قسمت اصلاحات امیر در بعد فرهنگی بوده است از این روی احساس کردم که این قسمت از اصلاحات امیر به بحث و برسی بیشت دارد امید وارم که بتوانم حق مطلب را ادا کرده باشم .

دراین بحث و بررسی بیشتر دارد و پایه مطالعاتم را بر پایه این پرسش قرار داده ام که آیا اصلاحات فرهنگی ایمرکبیر ریشه در تحولات فکری و فرهنگی غرب داشت ؟ و متقابلاً فرضیه ای که ارائه نمودم این است که اصلاحات فرهنگی امیرکبیر ریشه در تحولات فکری وفرهنگی غرب داشت وترقی و پیشرفت علمی در کشور های اروپائی باعث شد که امیر دست به این اطلاعات بزند .

این تحقیق در دو فصل ارائه گردیده که سعی شده در این دو فصل اهم مطالب ارائه گردد فصل اول که نگاه کوتاهی دارد به زندگی امیرکبیر در زمینه اصلاحات او که متقابلاً به دو قسمت شده که قسمت اول مختصری اززندگی وی در فصل دوم بدنبال پاسخ این مطلب است که چه عاملی سبب شد که زمینه اصلاحات در ذهن امیرشکل گیرد .

فصل دوم اصلاحات فرهنگی امیر مورد نقد وارزیابی قرار گرفته است ابتداء درباره پیشینه ای از روزنامه در ایران (کاغذاخبار) مطالبی ارائه گردیده و بعد در مورد انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه ،مندرجات و امتیازات آن و تاثیر این روزنامه برمردم پرداخته شد است .قسمت بعد مدرسه معروف دارالفنون اشاره شد است اینکه چه اندیشه وهدفی سبب تاسیس دارالفنون شد وسرانجام این مدرسه چه شد و همچنین همان طوری که می دانیم از اقدامات مهم امیرکبیر ترجمه ونشر کتاب بود که ارائه این مطلب را نیز در این مقاله ضروری دانسته ام .

به جرات می توان بگویم که شاید اگر امیرکبیری نبود و یا بهتر بگویم اگر اصلاحات نبود امروز جامعه ما وضعی متفاوت با وضع فعلی داشت به زبان ساده تر تمام بیشرفت های که بعد از امیرکبیر در جامعه ایران صورت گرفت ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با اصلاحات او داشته است امیرکبیر بود که جرقه بیشتر دانستن را در ذهن ایرانیان ایجاد نمود اصلاحات فرهنگی امیر زمینه پیشرفت ایرانیان را در بعد فرهنگی هرچه بیشتر فراهم نمود و شاید اگر توطئه قتل امیرپیش نمی آید زمینه پیشرفت برای جامعه ایرانی بسیار بهتر فراهم می آمد .

در پایان لازم می دانم که اشاره ای به منابع وماخذ این مقاله داشته باشم در این مقاله سعی شد است که حدالمقدور از منابع معتبر و با اهمیت استفاده شود منابعی که استفاده کرده ام هم شامل منابع دست اول و هم منابع دست دوم می باشد .از کتاب صدرالتواریخ محمد حسن خان اعتماد السلطنه ،حقایق الاخبار ناصری خور مورجی ،ناسخ التواریخ محمد تقی سپهر ،روزنامه وقایع اتفاقیه و…… استفاده شده است .امید است که این تحقیق مقبول خوانند گان افتد .

مختصری از زندگی نامه امیرکبیر

محمد تقی که به میرزاتقی خان معروف شد در یک خانواده که جزء طبقه پیشه ور محسوب میشد به دنیا آمد زادگاه وی هزاره که از محلات فراهان است شاهد ظهور بزرگانی چون قائم مقام ،میرزایزرگ فراهانی و خود امیرکبیر بوده .

پدرش کریلائی محمد قربان وهچنین مادرش فاطمه در خدمت قائم مقام اول یعنی میرزاعیسی معروف به میرزای بزرگ بوده .پدرش سمت آشپزی دولت و بعداًدر زمان قائم مقام ثانی ناظر آشپزخانه و در پیری سمت قاپوچی را پیدا کرد . نکته یا مسئله که در اینجا مورد بحث مورخین بوده و اکثر در آن اختلاف نظر دارند مسئله تولد میرزا تقی خان (امیرکبیر) است اما به نظر میرسد که روایت درست تر را آقای فریدون آدمیت در کتاب خودشان تحت عنوان امیرکبیر وایران عنوان کرده باشندایشان سال تولد میرزا تقی خان را سال ۱۲۲۲ هجری قمری می دانند.(۱)

به هر حال کودکی میرزا تقی خان در خانواده قائم مقام سپری شد ازآنجای که پدرش سمت آشپزی داشت ومیرزاتقی خان هم زیر دست پدر مشغول کار بود با پسران قائم مقام در ارتباط بود و می توان در اثر این ارتباط عنوان هم بازی را پیدا کرد و در اثر هوش ودرایتی که از خودش نشان داد مورد توجه قائم مقام قرار گرفت و قائم مقام در تعلیم و تربیت او کوشید.آقای عباس اقبال در کتاب خودشان تحت عنوان «زندگی نامه میرزا تقی خان » داستانی را نقل می کند که گفتنش خالی از لطف نیست با این عنوان : ” امیر در کودکی نهار اولاد قائم مقام را می آورد ودر حجره معلمان ایستاده برای باز بردن ظروف آنچه معلم می آموخت او فرامی گرفت تا روزی قائم مقام به آزمایش پسرانش آمده هرچه از آنها پرسید ندانستند امیر جواب میدهد .قائم مقام پرسید تقی تو کجا درس خوانده ای عرض نمود روزهای که غذای آقازاده ها را آورده ایستاده میشنودم .قائم مقام انعامی به او داد و او نگرفت و گریه کرد .بدوفرمود چه میخواهی عرض کرد به معلم امر بفرمائید درسی را که به آقازاده ها می دهد به من هم بیاموزد قائم مقام را دل سوخته،معلم را فرمود تا او نیز می آموخت .”

بعد از آن هم میرزا تقی خان با هوش واستعدادی ذاتی خود درفرا گرفتن علوم عصر و دانش زمان پیشرفت چشم گیری پیدا کرد بیش از بیش مورد توجه قائم مقام قرار گرفت و این توجه و علاقه را می توان از نامه های او که در رابطه با امیر نوشته شده استنباط کرد منجمله این نامه که قائم مقام به فاضل خان گروسی متخلص به راوی نوشته :”گله از نوشتن کاغذ به غیر داشتید هرچند میرزا علی نقی فراهانی باشد یا میرزامحمد تقی آذربایجانی یا کربلائی محمد تقی(امیرکبیر)این کربلائی محمد قربان که بالفعل در مسقوو پطرزبورک از کرس نشینان است گوی سبقت از همزه استفهام میرباید ،پاتفوق برفوق لازم ابتدا می گذارد ،فرقدین را تشسیع تلعین خود نمیشمارد ،سخن در ائج فلک الافلاک دارد “(۳)

درسایه همین هوش واستعداد بودکه به دستور قائم مقام زیر دست محمد خان زنگنه امیرنظام به سمت لشکر نویسی مشغول کار شد وبعداً به مقام منشی گری نظام ارتقاع یافت وبه علت آشنای با آداب معاشرت با بیگانگان وحسن سلوک با مامورین خارجی جزء هیئت اعزامی به روسیه وعثمانی در زمان فتحعلیشاه به آن کشور سفر کرد.

دراثر شایستگی های امیر، تربیت پسر محمد شاه یعنی ناصرالد ین میرزا به او واگذار شد.بعد ازمرگ محمد شاه ایران دچار آشوب وهرج ومرج شد ودراین زمان بودکه امیر سپاهی درآذربایجان گرد آورد و بعداز آن هم با همراهی سفرای رومی وانگلیسی به تبریز رفت وهمراه شاه جوان یعنی ناصرالدین میرزا که بعداً ناصرالدین شاه خوانده شد به تهران روانه شد.امیر وشاه جوان در روز ۱۲ ذی القعده ۱۲۶۴ هجری قمری به تهران وارد شدند و روز بعد رسماً تاجگذاری کرد.ودر اثر لیاقت وحسن کفایتی که میرزا تقی خان در به قدرت رساندن شاه از خود نشان داد از طرف شاه جوان لقب اتابک اعظم به صدارت برکزیده شد وبعد به امیر کبیر ملقب گردید.

امیر بعد از به صدارت رسیدن به این نتیجه رسید که بهترین راه برای نجات مردم وجامعه از بدبختی اقدام به یک سری اصلاحات می باشد که ما در رابطه با اصلاحات که اصلاحات فرهنگی مد نظر ماست درفصل به آن می پردازیم.

درباره مرگ امیرکبیر قضاوت های زیادی صورت گرفته است.امیردراثراصلاحاتی که در کلیه شئون کشوری ولشکری به هم رسانید قدرت اودرنظردرباریان نمایان شدوبعد ازآن که مستمری های گزاف آنان(درباریان وشاهزادگان)راقطع کردآنان دربرابراو قدعلم کردندوسعی دربرانداختن امیر را داشتند آنان به قدری ازامیربد گوی کردند که شاه امیررا ازصدارت برکنارکرد و به عنوان حاکم کاشان روانه آن دیار نمودند.

اما از آنجای که درباریان از اعتماد شاه به امیر اطلاع داشتند ،می ترسیدند که مبادا شاه دوباره او را به منصب صدارت بنشاند زیرپای شاه نشستن و موفق شدند دستور قتل امیر را از شاه بگیرند و به این ترتیب امیر را به قتل رساندندنکته جالب اینجاست که منابع دراین مورد چیزی نوشته اند به صورت خلاصه به آن اشاره می کنیم .

آقای علی اصغرشمیم در کتاب خودش تحت عنوان ایران در دوره سلطنت قاجاراز زبان رضاقلی خان هدایت می نویسند:” لاجرم با اثاثه خاصه و برگ امارت و وزارت رفته به حرکت از ارک مبارکه و نزول و توقف شهر کاشان هم در آن هفته مجبور و مامور داشتند و در بیست وپنچم محرم،وارد آن حرم شد و درفین کاشان که نزاهت معروف ماهی دو موقوف همی زیست و به واسطه تسلط فقهم وتغلب (یاندم) در شب هجدهم ربیع الاول جهان فانی را بدرود گفت ” .

همان گونه از نوشته بالااستنباط می شود مرگ امیر یک امر طبیعی بود این امر را یک نوع مریضی جلوه داده .نه تنها رضاقلی خان هدایت بلکه تمام مورخان جیره خوار حکومت قتل امیر را یک امر طیعی و نوعی مریضی عنوان کرده اند .البته مورخانی هم بوده اند که به صورت سربسته به این امر اشاره کرده اند که می توان به میرزاجعفرحقایق نگارخورموجی اشاره کرد وی عنوان می کنند :”پس از مدت یک اربعین برحسب صوابدید امناوامرا فنایش بربقامرجع گردید حاج علی خان فراش باشی به کاشان شتافت ،روز ۱۸ ربیع الاول در گرمابه بدون ظهور عجزولابه ایادئی که مدت متمادی از یمین ویسار اعادیواشراررامقهوروخوارمی داشت فصاد دژخیم نهاد اجل به قصد یمین میسارش پرداخت بدیار عدمش روانه ساخت “.

آری این گفته بود که این مرد بزرگ کشته شد و دوباره ایران به آن حالت اولیه خودش برگشت تمام مورخان چه درباری و چه نویسندگان خارجی به این نکته اشاره کرده اند یا درواقع بهتر بگویم به این نکته اعتراف کرده اند که آن هم کاردانی وهوش ،ذکاوت امیردر سروسامان دادن به اوضاع بوده .

زمینه شکل گیری اصلاحات در ذهن امیر

قائم مقام وقتی به هوش ذکاوت امیر پی برد به میرزا محمد خان زنگنه امیر نظام دستور داد امیر را به عنوان لشکر نویس استخدام نماید امیر وقتی در آذربایجان به این سمت رسید با توجه به هوش ،استعدادوقابلیتی که داشت مراحل ترقی را طی کرد به طوری که از لشکر نویسی به منشی گری نظام و بعد از آن هم در اثر آشنای با آداب معاشرت با بیگانگان وحسن سلوک با مامورین خارجی جزء هیات اعزامی ایران به کشورهای خارجی شد .

بعد از شکست ایران از روسیه و بستن قرارداد ننگین ترکمن چای قراربراین شد که هرگاه سفیری ازجانب روسیه به ایران بیاید ایران موظف بود که از این سفیر به خوبی پذیرای کند وهم چنین قرارشده بود که اگر کس یا کسانی به ایران آمدند و اسلام را قبول کردند می توانند در ایران بماند و روسیه حق ندارد آنها را به روسیه برگرداند . وقتی گریبایدوف سفیر روسیه به ایران آمد دوزن گرجی که تازه مسلمان شده بودند و در خانه الهیارخان آصف الدوله به سرمی بردند را ازالهیارخان خواست تاآن دوزن را به ارمنستان بفرستد الهیارخان آن دو زن را به سفارت روسیه تحویل داد اما از آنجای که از این امر دل خوشی نداشت با همکاری مجتهدین مخصوصاًحاج میرزا مسیح مجتهد مردم رابرعلیه این مسئله شورانید ودرنهایت این امرموجب قتل گریبایدوف شدزمانی که عباس میرزا از این موضوع آگاهی یافت نامه ای به ژنرال پاسکویچ در تفلیس نوشت و از او در این مورد کمک خواست پاسکویچ پیشنهاد کرد که برای معذرت خواهی یا پوزش طلبی هیئتی به ریاست یکی از شاه زادگان به دربار روسیه بفرستد .

نایب السلطنه عباس میرزا هیئتی رابه ریاست خسرو میرزا هفتمین پسروتنی چند از سران دولتی که امیرکبیر هم یکی از آنها بود به روسیه اعزام کرد.این هیئت در سال ۱۲۴۴ به روسیه رفت و مدت ۱۱ ماه در روسیه ماند و درسال ۱۲۴۵ به ایران بازگشت میرزا تقی خان در این سفر۱۱ ماه از پیشرفت های سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی آگاهی پیدا کرد وی با خود می اندیشید که این روسیه ای که هیچ نداشت و زمانی از ایران حساب میبرد این گونه ترقی کرده هرچند این ترقی با کشورهای همسان نبود و درواقع می توان گفت که یک کشور نیمه اروپائی از نظر پیشرفت وتوسعه محسوب می شد .

میرزا تقی خان سعی میکرد دلیل این پیشرفت را دریابد به همین خاطر در جاهایی که دیدن می کردند تفحس می کرد تا دلایل این پیشرفت را بداند وی به محض این که از ایران خارج شدند و به تفلیس رسیدند اولین جای که دیدن کردند مدرسه ای بود که ” اطفال مسلمین وگرجی ،زبان ترکی ،فارسی و اروسی ،نقاشی وسایر علوم متعارفه درس میدهند به تفاوت استعداد اطفال چهار مرتبه برای آنها قرار دادند” (۷)

وی همچنین از مدرسه کرولالان هم که درآنجا بود دیدن کرد . امیر در ادامه دبدوبازدید های خودش از کارخانه ابریشم که به وسیله یک فرانسوی ساخته شده بود دیدن نمود که از دوقسمت تشکیل شده بود امیر بعد از تفلیس روانه شهر نوچرکسک شد و در آنجا از «آرشیودفترخانه» کتابخانه حکومتی آنجا بازدید کرد وگفت:” مرا از ملاحضه این اوضاع و طریقه احترامی که این طایفه کم مدرک به احکام و فرامین سلاطین خود می کنند بسیار تالم و تاسف دست داد که چرا میان طوایف مختلف ایران که در عقل و ادراک بسیار تفوق دارند اینگونه کار معمول و متداول نباشد ،دولت رعیت خود را تربیت ننماید،رعیت بر ارادت دولت نیفزاید ” (۸)

همان گونه که اشاره شد امیرکبیر از دیدن مناظروپیشرفت ها تاسف می خورد و با خود عهد کرد که وقتی به مقامی رسید دست به یک سری اقدامات بزند تا جامعه را از این وضعی که هست نجات دهد .البته نکته ای را باید در اینجا عنوان کنیم این است که امیر با دیدن مدرسه و کارخانه ای که در شهر های تفلیس و نوچرکسک بود به این نتیجه نرسیده بود بلکه وی علاوه بر این دوجای که اشاره کردیم از جاهای دیگر هم دیدن کرده بود ازجمله موسسات دولتی وغیر دولتی ،موسسات تعلیمی پطرزبورگ و کارخانجاتی مثل کارخانه توپ،کارخانه ضراب خانه و…. .وبه همین خاطر بود که تاسف می خورد و وقتی به صدارت رسید اولین کاری که انجام داد اجرای اصلاحات بود .

یکی از عوامل دیگر که موجب شکل گیری اصلاحات در ذهن امیرکبیر گردید سفر وی به عثمانی بود .

هرچند میرزاتقی خان از یک خانواده صاحب نام نبود اما در اثر خرد،تدبیر وهوش و استعدادی که داشت به سفارش قائم مقام در سال ۱۲۵۲ قمری به مقام وزارت نظام آذربایجان رسید و در این سمت چنان لیاقت خویش را آشکار کرد که موجب شگفتی همه بزرگان شد وی در ماه صفر سال ۱۲۵۹ برای شرکت در کنفرانس ارزنه الروم به عثمانی سفر کرد و به دستورمحمد شاه به عنوان نماینده تام اختیار ایران به عثمانی اعزام شد.دولت عثمانی هم ، هم زمان با ورود امیر به این خاک مراحل ترقی وتحول را سپری می کرد و درگیریهای میان طرفداران تنظیمات ومخالفان شروع شده بود و مهمترین تاثیری که بروی امیر داشت این بود که سیاست های بین المللی در منازعات منطقعه ای آشنا شد و یا به عبارت دیگر با دیپلماسی که زبان سیاست محسوب می شد آشنایی پیدا کرد .

وی علاوه بر روابط سیاسی به ترجمه کتب و روزنامه های خارجی نیز پرداخت و با ساختارسیاسی،اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی دیگر کشورها آشنا شد واین عوامل وآشنایی های امیر و همچنین بزرگ شدن وی دردستگاه حکومت آذربایجان که درآن زمان به وسیله عباس میرزا نایب السلطنه که طالب اصلاحات بود پرورش یافت بود. همه این عواملی که ذکرکردیم یعنی پرورش یافتن در دستگاه حکومتی آذربایجان وسفرهای وی به روسیه و عثمانی زمینه های لازم برای اصلاحات ایجاد کرد به همین خاطر بود که وقتی امیربه صدارت رسید دست به اصلاحات زد که این اصلاحات را می توان به طور خلاصه این گونه عنوان کرد :

۱)       اصلاح امور مالی

۲)       اصلاح وضع نظام

۳)       توجه به مسائل اقتصادی

۴)       اصلاحات اداری

۵)       توسعه فرهنگی

که ازاین موارد ، توسعه فرهنگی زمینه بحث ماست واین که امیر برای این منظور دست به چه اقداماتی زد در فصل بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت .

پی نوشت ها

).فریدون ، آدمیت :امیرکبیر در ایران .(تهران:انتشارات خوارزمی ،۱۳۷۸ ).چاپ هشتم ،ص ۲۲ .

۲).عباس،اقبال آشتیانی:میرزا تقی خان امیرکبیر ،به اهتمام ایرج افشار .(تهران:انتشارات توس،۱۳۶۳ ).ص ۱۱۹ .

۳).همان منبع :ص ۱۵۳ .

۴).علی اصغر ،شمیم :ایران در دوره سلطنت قاجار .(تهران :انتشارات مدبر،۱۳۷۴ ).چاپ دهم ،ص ۱۶۷ .(به نقل از روضه الصفای رضا قلی هدایت ) .

۵).محمد جعفر بن محمد علی ،خورموجی : حقایق الاخبار ناصری ،به کوشش حسین خدیوجم .(تهران:نشرنی ،۱۳۶۳ ).ص ۴۷ .

۶).اقبال ،یغمایی :مدرسه دارالفنون .(نامعلوم :انتشارات سروا،نا معلوم ). چاپ اول ،ص ۱۲ .

۷).آدمیت :امیر کبیر در ایران ،ص ۱۶۶ .

۸)همان منبع .