راه های کاهش وابستگی اقتصاد کشور به نفت خام

خروج از اقتصاد نفتی به پیش گیری یا معکوس کردن افزایش ارزش واقعی پول رایج وابسته است.این امر مستلزم پول رایج،همراه با مازادهای بودجه دولت به همراه خودداری شدید بانک مرکزی از ایجاد پول است،که هر دو باعث مهارتورم می شوند.دولت نیازمند مقاومت در برابر تقاضای در حال گسترش و پس انداز درآمدهای تازه به دست آورده به منظور فراهم آوردن زمان کافی برای برنامه ریزی معقولانه و شناسایی طرح­های با درآمد بالا است.

وفور منابع طبیعی در هر کشوری موهبت محسوب می شود نه بلا.اثرات مخرب درآمدهای حاصل از صدور نفت خام غیر قابل انکار است،اما آنچه موجب می شود منابع طبیعی به مثابه آفت یا بلا عمل کنند،نحوه استفاده از درآمدهای ارزی حاصل از فروش و صادرات آنهاست.کشورهایی که با بهره گیری خردمندانه از این موهبت توانسته اند از دستاوردهای مثبت آن بهره مندشوند دچار این اثرات مخرب نمی شوند.

الف:تاسیس صندوق ذخیره ارزی-به جای اینکه درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام را در بودجه­های سالانه ریخته و بودجه را آلوده نمود، آن را به این صندوق ریخته و به بیماری هلندی دچار نشد. صندوق یاد شده از چند جهت حائز اهمیت است؛

۱) درآمد حاصل از ثروت ملی یک کشور را از نظر زمانی و توزیع بین نسلی،به شکلی مناسب مدیریت می کند تا نسل­های بعد،احساس زیان نکنند.

۲) این صندوق در تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از شوک­های ناشی از نوسان نرخ ارز و یا میزان ارز در یک کشور تاثیر بسیار کارآمدی دارد.

۳) با ایجاد موانع شدید قانونی، دست دولت از این ثروت کوتاه شده و دولت صرفا به کارایی اقتصادی بخش خصوصی و مالیاتی که از این بخش دریافت می دارد،بسنده کرده و علاوه بر اینکه به دولتی پاسخگو و کوچک و با نمرکز حداقل تبدیل میشود ، تمام تلاش خود را برای ایجاد زمینه­های موفقیت بخش خصوصی به کار برد.

این صندوق سبب کسب اعتبار جهانی برای کشور مورد نظر شده و مسبب ورود سرمایه گذاران خارجی به آن کشور میشود.در اینجا اشاره شایان ذکر است ، می توان سیاستی را اتخاذ نمود که منابع حاصل از این صندوق را صرفا در کشورهای دیگر سرمایه گذاری کرده، اعتبار آفرینی و قدرت چانه زنی کشور در عرصه جهانی را افزایش دهد.

به منظور تاسیس این صندوق پیش نیازهایی ضروری به نظر می رسد، من جمله آنکه، ساختار سیاسی کشور، از این صندوق برای مصرف آن در داخل،استفاده ننماید و نیز ، شفافیت کامل از نظر دخل و خرج در مدیریت صندوق وجود داشته باشد.ایجاد حساب یا صندوق ذخیره ارزی از ابتدای برنامه سوم در ایران دنبال شده است.

ب)توجه سیاست گذاران به موقتی و یا دائمی بودن ثروت تازه کشف شده از جمله راه­های درمان اقتصادی محسوب می گردد.سیاستگذاران در کشورهایی که انتظار می رود منابع جدید کشف شده سریعا پایان پذیرد و منابع کمکی جدید موقتی و سودهای تجاری ناشی از آن گذرا باشد، باید از طریق مداخلات ارزی، از بخشهای آسیب پذیر حمایت کنند.در کشورهایی که ثروت تازه کشف شده انها اتمام ناپذیر است ، سیاستگذاران لازم است تا تغییرات ساختاری اجتناب ناپذیری را در اقتصاد مدیریت کنند تا از ثبات اقتصادی اطمینان یابند و از طریق خصوصی سازی و تجدید ساختار، قدمهایی در جهت افزایش بهره وری در بخش کالاهای مبادله نشدنی بردارند و در عین حال برای آموزش نیروی کار سرمایه گذاری کنند.

تنوع بخشیدن به صادرات به منظور کاهش وابستگی در بخش در حال رونق و کمتر آسیب پذیر ساختن آنها در مقابل شوکهای خارجی از قبیل افت ناگهانی در قیمت­های کالا از دیگر راهکارهای مبارزه با این پدیده است.

در یر به دیگر راهکارهایی که برای قطع وابستگی بودجه به نفت وجود دارد آورده شده است:

۱-      لزوم جداسازی درآمد نفت از حساب بودجه و التزام به هزینه کرد آن فقط در جهت سرمایه گذاری مولد.

۲-      پرهیز از واردات بی رویه و بازگشت به سیاست تولید داخل

۳-      ارتقای بنیان­های تولید و کمک به تغییر استراتژی تولید از سنتی به تولید تجاری و دانش پایه

۴-      سرمایه گذاری بر نیروی انسانی متخصص ،متعهد و عمل گرا

۵-      تعهد به اجرای سیاست­های راهبردی و گزاره­های برنامه­ای مصوب در افق چشم انداز و برنامه­های میان مدت

۶-      صرف درآمدهای ارزی نفت برای طرح­های تولیدی دارای توجیه فنی، اقتصادی و زیست محیطی به گونه­ای که ۱) نسبتی از درآمدها به گونه­ای هزینه شود که ثروت بین نسلی سرانه نفت در بلند مدت ثابت باشد. ۲) رفتار مالی دولت ثبات اقتصاد کلان را دچار اختلال نکند و ۳)ظرفیت جذب این درآمدها توسط اقتصاد مورد ملاحظه قرار گیرد.[۱]

۷-      سرمایه گذاری درآمدهای نفتی در کشورهای دیگر(به صورت خرید سهام و اوراق بهادار..)

۸-      توزیع دلارهای نفتی در میان همه افراد و گرفتن مالیات از آنها

در این راهبرد ، دلارهای نفتی به جای واریز به خزانه دولت، به طور مساوی میان افراد تقسیم می شوند و سپس دولت برآنها مالیات وضع می کند که متضمن دو پیامد یا اثر مثبت برای اقتصاد است.۱) اثر تخصیص و ۲) اثر اطلاعاتی مالیات ستانی. اثر اول، مردم را وادار می سازد فشار بیشتری به دولت بر سر پایبندی به اصول حکمرانی خوب بیاورند، چرا که هزینه­های تخصیص یافته را مانند پولی می دانند که از جیب خودشان رفته است. اثر دوم مردم را مجبور می کند نسبت به اهمیت جریان­های درآمدی و توانایی دولت در بهبود شرایط زندگی شان آگاه تر باشند.

در حالتی که رشد عرضه دلارهای نفتی موقتی باشد، دولت با مداخله در اقتصاد از طریق مداخله در بازار ارز، از بخش­هائی که به مخاطره می افتند، حمایت می نماید تا این دوره افزایش موقت عرضه دلارهای نفتی تمام شود. افزایش عرضه پول داخلی برای افزودن بر ذخایر ارزی، قیمت پول محلی را به ارز در سطح پائین تری حفظ می کند و اثر منفی اش بر روی توان رقابتی بخش­های غیر نفتی کمتر میشود.باید برای تخفیف تاثیرات تغییر در ساختار اقتصادی و برقراری ثبات اقتصادی برنامه­های مفید و موثر داشته باشند.

ج) افزایش بهره وری در بخش غیر نفتی راهکاری برای قطع وابستگی بودجه به نفت محسوب می شود. در این راهکار ، می توان از دو روش زیر استفاده کرد:

۱)سرمایه گذاری در ماشین آلات مدرن تر و کارآمدتر۲) سرمایه گذاری برای بالابردن سطح مهارت کارگران (افزودن بر سرمایه انسانی)

به منظور کاهش پی آمدهای منفی بیماری هلندی،بهتر است دلارهای نفتی در بازارهای پولی و سرمایه بین المللی سرمایه گذاری شود و درآمدهای ناشی از این سرمایه گذاری­ها، وارد کشور شده صرف بازسازی کارخانه­ها و یا افزودن بر سرمایه انسانی گردد.

۸٫نتیجه گیری و پیشنهادات

هنگامی که پول یک کشور با افزایش قابل توجه ارزش رو به رو می شود،صادرات این کشور به پول کشورهای دیگر گران تر شده ولی واردات به آن کشور به نسبت ارزان تر می شود.بطور کلی، این وضعیت را بیماری هلندی می نامند.ثروت زیاد و ناگهانی، می تواند به صورت وضعیتی درآید که پی آمدهای منفی اش به واقع چشمگیر و بلندمدت اند.در پیوند با محصولی چون نفت، قیمت بین المللی نفت بسیار متغیر است و وقتی درجه وابستگی اقتصاد به دلارهای نفتی زیاد باشد، همین تغییرات زیادی قیمت نفت،بی ثباتی سیاست­های اقتصادی را تشدید می کند.

موضوع نفت و نحوه استفاده از درآمدهای ارزی حاصل از صدور آن، همواره مورد بحث اقتصاددانان و متخصصان امر بوده است. به طور کلی، دو رویکرد به نفت و درآمدهای ارزی حاصل از آن وجود دارد. رویکرد نخست با استناد به عملکرد اقتصادی و سیاسی ضعیف و نامطلوب کشورهای برخوردار از منابع غنی نفت، نفت را همچون بلا و پدیده شوم می داند که اثرات مخربی بر اقتصاد و سیاست کشورهای بهره مند از آن خواهد داشت.

رویکرد دوم نیز با استناد به بررسی و مقایسه ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشورها و عملکرد اقتصادی آنها و کیفیت نهادهای آنها، نفت را به عنوان موهبت می بیند که در صورت استفاده درست از درآمدهای ارزی حاصل از صدور آن و همچنین، بهبود شیوه­های مدیریتی درآمدهای ارزی، می توان از دستاوردهای مثبت این موهبت بهره مند شد.

همانگونه که اشاره شد نشانه­هایی از بروز بیماری هلندی در ایران دیده شده است، آنچه با کمی دقت و مطالعه در اقتصاد ایران قابل مشاهده می باشد این است که، منابع نفتی موجب افزایش وابستگی دولت به ثروتهای طبیعی، بزرگ شدن حجم دولت، اهمال در اخذ مالیات، عدم شفافیت عملکرد دولت و پیدایش رانت خواری می گردد.با استفاده درست از دلارهای نفتی و رعایت قواعد بهینه مصرف آنها می توان مانع از ظهور و بروز بیماری هلندی شده، مردم را از اثرات موهبت نفت بهره مند ساخت که این امر خود در سایه استفاده درست از درآمدهای ارزی ناشی از افزایش در قیمت نفت و مدیریت صحیح این درآمدها حادث می گردد.